
اتل متل یه مورچه / قدم می زد تو کوچه
اومد یه کفش ولگرد / پای اونو لگد کرد
مورچه پا شکسته / راه نمی ره نشسته
با برگی پاشو بسته / نمی تونه کار کنه
دونه هارو بار کنه / تو لونه انبار کنه
مورچه جونم تو ماهی / عیب نداره سیاهی / خوب بشه پات الهی
...
آفرین کوچولو اینو حفظ کن فردا ازت می پرسم!
.......................
ترکه سفره دلشو واسه دوستش باز می کنه، توش پر از نون بربری بوده!
.......................
روزی افسر پلیس راهنمایی، دید که یک خودرو چراغ قرمزها رو رد می کنه و اصلاً عین خیالش هم نیست که خلاف می کنه. خودرو رو متوقف کرد و از راننده پرسید: «چراپشت چراغ قرمز توقف نمی کنی؟» راننده در حالی که کاغذی رو که در دست داشت نشون می داد گفت: «جناب سروان تقصیر من نیست. روی این آدرس نوشته شده: چراغ اول را رد می کنی، چراغ دوم را هم رد می کنی و بعداز چراغ سوم می پیچی دست راست!»
.......................
دو تا قمی با هم عروسی می کنن بچه شون می شه قمقمه!
.......................
معلم: چرا در نوشتن انشا از پدرت کمک نمی گیری؟
دانش آموز: آخه اون از دست شما دلخوره! چون شما هفته ی قبل به انشای اون نمره بدی دادید!
.......................
یه خره باحسرت به اسب نگاه می کنه، می گه اى کاش تحصیلاتم رو ادامه می دادم!
.......................
معلم: چرا انشایی که درباره ی گربه نوشتی مثل انشای برادرته؟!
رضا: آقا اجازه چون ما یک گربه بیشتر توی خونمون نداریم!!
.......................
یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته رد می شده،ه از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه… بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن… رقیبه می گه من هیچ وقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه… چرچیل در حالیکه خودش رو کج می کرده… می گه ولی من این کار رو می کنم!
.......................
بقیه در ادامه ی مطلب...
چند تا اس ام اس داغ داغ
فرشته مهربون از آسمون اومد پایین و گفت: ازین دنیا چی می خوای تا برات برآورده کنم !
.
..
گفتم: اونی که داره این اس ام اس رو می خونه.
.
.
..
.
گفت: نگفتم که تمومه دنیا رو !
نام نویسی جهت اعزام فوری به حج تمتع امسال شروع شده است.
جهت اقدام به دفتر تهیه و ارسال چارپایان جهت ذبح در عید قربان مراجعه فرمائید.
ازكردان كه خرابتر نیست!
باباكردانتیم
می خوام عکسمو بدم واست برای یادگــــاری
.
.
.
.
.
.
.
.
فقط یه شرط داره
.
.
.
.
.
.
.
اونم اینکه وقتی بهش نگاه می کنی , با چاقوی تـــــیـــــز پرتقال نخــــــوری !!
شكسپیر میگه كسی رو كه دوست داری هر چندوقت یكبار بهش یادآوری كن تا فراموش نكنه قلبی براش می تپه
.
.
.
.
.
و این یك یادآوریست
می خواستم توی قلبت کلبه ای داشته باشم ..
.
اما چه میشه کرد .. قیمت زمینش خیلی گرونه
.
ما که فقیریم .. توی چشمات چـــــادر می زنیم ....
یه عالمه اس ام اس عاشقانه
کلاس عشق ما دفتر ندارد،به او گفتم که مجنون تو هستم ولی آن بی وفا باور ندارد
***
ای کاش سه قطره اشک در چشمانت بودم با اولی می جنگیدم با دومی انتقام می گرفتم و با سومی ثابت می کردم که دوستت دارم
***
ای کاش می دانستم پس از مرگم اولین قطره اشکی را چه کسی برایم می ریزد و آخرین کسی که مرا فراموش می کند کیست
***
بقیه در ادامه ی مطلب...
Sana vurgun sana yenik به تو عاشق شده است.شیفته تو شده است
Bu zavallı yüreğim این دل بیچاره من
Deli eder bu sensizlik بی تو بودن دیوونه ام میكنه
Seviyorum sevdalıyım دوستت دارم عاشقتم
Sevdalıyım sevdalıyım عاشقم عاشقم
Yaban gülüm sevdalıyım گل غربیم عاشقم
Bu sevdada yalanım yok تو این عشق دروغی ندارم.
İmanıma sevdalıyım به ایمانم قسم عاشقتم
مردی با اسب و سگش در جادهای راه میرفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظیمی، صاعقهای فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهمید كه دیگر این دنیا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. گاهی مدتها طول میكشد تا مردهها به شرایط جدید خودشان پی ببرند.
پیادهروی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق میریختند و به شدت تشنه بودند. در یك پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند كه به میدانی با سنگفرش طلا باز میشد و در وسط آن چشمهای بود كه آب زلالی از آن جاری بود. رهگذر رو به مرد دروازهبان كرد: «روز به خیر، اینجا كجاست كه اینقدر قشنگ است؟»
دروازهبان: «روز به خیر، اینجا بهشت است.»
- «چه خوب كه به بهشت رسیدیم، خیلی تشنهایم.»
دروازهبان به چشمه اشاره كرد و گفت: «میتوانید وارد شوید و هر چه قدر دلتان میخواهد بنوشید.»
- اسب و سگم هم تشنهاند.
نگهبان: واقعأ متأسفم. ورود حیوانات به بهشت ممنوع است.
بقیه در ادامه ی مطلب...
برنامه هر شب شبکه 3 سیما بعد از برنامه " ترانه مادری "......... " تلمبه پدری "
---------------------------------------------------------------------------------------
به نظر شما بالاخره خونه باغ چی میشه ؟
1)میوفته تو طرح ؟
2)در آثار ملی ثبت میشه ؟!
3) میدن به سمیرا باهاش برج بسازه ؟!
4) منطقه توریستی شناخته میشه از وسطش تله کابین رد میشه ؟؟!!
---------------------------------------------------------------------------------------
یه پسر و دخنری عاشق همدیگه بودن . می خواستن با هم ازدواج کنن ، اما این وسط یه مشکل به وجود میاد ... اونم اینه که دختره به پسره خیانت می کنه و با یکی دیگه ازدواج می کنه ...پسره به محض شنیدن این خبر ، 300 م.م به خودش بنزین تزریق می کنه ، اما نمی میره خلاصه یه چند روزی بیمارستان بوده ... یه روز دختره با کمال پر رویی میره ملاقاتش ... پسره هم تا اونو می بینه یه چاقو بر میداره و دنبال دختره می کنه ... پسره بدو ، دختره بدو ، تا اینکه بالاخره پسره می گیرش . دستشو بالا می بره که با چاقو بزنتش که یه دفعه بنزین تموم می کنه ... پس در مصرف بنزین صرفه جویی کنید ..
---------------------------------------------------------------------------------------
از شهرداری واحد سد معبر مزاحمتون میشم ، .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ببخشید مهربونیتون سد راه دلمون شده . . . !
---------------------------------------------------------------------------------------
غضنفر ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه دوستش بهش میگه سحر صدات كنم؟؟ تركه می گه نه همون غضنفر صدام كنی بهتره
برای خوندن بقیه به ادامه ی مطلب مراجعه کنید...
• مدل های لباس ایرانی با طرح نیمایی