ورزش و کاهش خطر ابتلا به سرطان

 

یک تحقیق جدید حکایت از آن دارد که زنانی که به ورزش شدید می پردازند ۳۰درصد کمتر از زنانی که ورزش نمی کنند در معرض خطر سرطان رحم قرار می گیرند.

یک تحقیق جدید حکایت از آن دارد که زنانی که به ورزش شدید می پردازند ۳۰درصد کمتر از زنانی که ورزش نمی کنند در معرض خطر سرطان رحم قرار می گیرند.

 

به گزارش آسوشیتدپرس محققان مؤسسه سرطان آمریکا با بررسی ۱۴ تحقیق قبلی متوجه شدند که فعالیت ورزشی حدود ۲۰ تا ۴۰ درصد خطر ابتلا به سرطان رحم را کاهش می دهد.مدت هاست که محققان درباره تأثیر مثبت ورزش بر کاهش ابتلای افراد به بیماری های سرطان سینه، روده بزرگ، مری و کلیه تحقیقاتی انجام داده اند و اثبات کرده اند که ورزش می تواند در کاهش خطر ابتلا به این سرطان ها مؤثر باشد.

 

همچنین بر مبنای تحقیقات محققان، وجود چربی زیاد در بدن می تواند باعث افزایش میزان هورمون ها و در نتیجه افزایش خطر ابتلا به سرطان در افراد شود.

 

استیون مور، محقق ارشد این تحقیق از مؤسسه سرطان آمریکا می گوید: ما هم اکنون در نتیجه تحقیقات خود متوجه شده ایم که علاوه بر اینکه وزن بدن می تواند عامل مؤثری در کاهش خطر بروز سرطان رحم باشد، ورزش نیز اثرات مثبت خود را در این رابطه دارد.

 

در نتیجه این تحقیق مشخص شده است که درصورتی که زنان ۵روز در هفته به مدت ۲۰دقیقه به ورزش بپردازند، می توان جلوی ۲۰درصد از موارد سرطان رحم را گرفت. مور و همکارانش با ادامه تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که زنانی که بیش از ۹ساعت در روز می نشینند، دو برابر بیشتر از دیگران در معرض خطر ابتلا به سرطان رحم یا سرطان آندومتر قرار دارند. در این تحقیق مشخص شده زنانی که بیشتر فعالیت می کنند و کمتر می نشینند کمتر در معرض ابتلا به سرطان رحم قرار می گیرند.

 

سارا هیوم، مدیر اطلاعات بهداشتی مؤسسه تحقیقاتی سرطان انگلیس می گوید: ورزش می تواند میزان بالای استروژن که ممکن است برای بدن خطرناک باشد را کاهش دهد. میزان بالای هورمون استروژن در بدن زنان می تواند باعث ابتلای آنان به سرطان رحم شود.

 

سرطان رحم نیز مانند اکثر سرطان ها با تشخیص زودرس و معالجه به موقع می تواند به بهبود کامل منجر شود. ابتلا به بیماری سرطان گردن رحم اگر در مراحل اولیه با آزمایش معروف به پاپ اسمیر تشخیص داده شود، معالجه آسان و در دسترس خواهد بود.

 

رحم از دو بخش تشکیل شده است: قسمت حفره مانند توخالی رحم که ساختار ماهیچه ای دارد و از لایه ای سلولی به نام آندومتر پوشیده شده است. قسمت دوم گردن رحم است که بین جسم رحم و قسمت خارجی دستگاه تناسلی زنانه قرار گرفته است.

 

پس از ختم قاعدگی در یک زن باردار، آندومتر شروع به رشد کرده و پر خون می شود. با شروع قاعدگی بعدی، این آندومتر رشد یافته، ریزش می کند و به همراه مقداری خون خارج می شود. این چرخه به طور مرتب طی دوران باروری زن ادامه می یابد که به آن عادت ماهانه می گویند.

 

سرطان رحم تمام خصوصیات عمومی سرطان ها را داراست. وقتی درباره سرطان رحم سخن گفته می شود در واقع به دو نوع مختلف سرطان اشاره می شود؛ یکی از این دو، سرطان گردن رحم و دیگری سرطان لایه پوشاننده داخلی رحم یا سرطان آندومتر است.

 

این دو نوع سرطان، در دو گروه سنی متفاوت شیوع بیشتری دارند. سرطان گردن رحم در سنین پایین تر ایجاد می شود و سرطان آندومتر معمولا مخصوص سنین بالاست.

 

در بیشتر موارد سرطان گردن رحم، سلول های پوشاننده دهانه رحم قبل از سرطانی شدن تغییرات خفیف تا شدیدی را طی چند سال پیدا می کنند. این تغییرات پیش سرطانی را دیسپلازی می گویند. معمولا در رحم نیز بافت پوشاننده یا آندومتر تغییرات پیش سرطانی خفیف یا شدیدی را قبل از تبدیل شدن به سرطان پیدا می کند که به آن هیپرپلازی می گویند.

 

این تغییرات پیش سرطانی همیشه به سرطان تبدیل نمی شود ولی هر دوی این تغییرات به عنوان علائم هشداردهنده بوده و درصورت مشاهده آنها باید درمان شده و پیگیری و معاینه مرتب صورت گیرد.

 

کشف زود هنگام سرطان های رحم و گردن رحم اهمیت حیاتی دارد. وقتی که سرطان رحم در مراحل اولیه و محدود به رحم پیدا شود، احتمال بهبود کامل آن بیش از ۸۰درصد است ولی اگر بیماری در مراحل اولیه درمان نشود، سرطان به لایه های عمقی رحم و بعد از آن به اعضای مجاور گسترش می یابد یا حتی به اعضای دور دست بدن تهاجم می کند.

 

در این مرحله، درمان مؤثر سرطان رحم دشوار و گاه ناممکن است. علت اصلی ایجاد سرطان گردن رحم به خوبی شناخته شده است ولی عواملی وجود دارند که می توانند احتمال ابتلا به سرطان گردن رحم را افزایش دهند. این عوامل عبارتند از: ازدواج در سنین پایین، به دنیا آوردن فرزندان زیاد، ابتلا به بعضی از بیماری های عفونی، استعمال دخانیات و برخی از عوامل ژنتیک. وجود هر یک از عوامل فوق، لزوما به معنی ابتلای حتمی به سرطان گردن رحم نیست بلکه عوامل ذکر شده همه می توانند خطر ابتلای به سرطان را افزایش دهند.

 

برای کاهش خطر ابتلا به سرطان گردن رحم، دوری از عوامل خطرزا که در سؤال دوم ذکر شد، می تواند کمک کننده باشد ولی پیشگیری صددرصد امکان پذیر نیست. با این حال سرطان گردن رحم را می توان در مراحل بسیار ابتدایی که به طور کامل درمان پذیر است، شناسایی کرد. راه شناسایی زودرس سرطان گردن رحم انجام مرتب آزمایش پاپ اسمیر است. این آزمایش تغییرات خفیف سلولی را که ممکن است به سرطان منجر شود، نشان می دهد. برای انجام این آزمایش هر زن لازم است که به طور مرتب به پزشک مراجعه کند.

 

تمام زنان ازدواج کرده که بین ۲۰ تا ۷۰ سال سن دارند، باید هر ۳سال یک بار به طور مرتب آزمایش پاپ اسمیر را انجام دهند. سرطان آندومتر نیز نوع دیگری از سرطان رحم است. هنوز علت اصلی سرطان آندومتر شناخته نشده است ولی عوامل مختلفی وجود دارد که ممکن است باعث افزایش ابتلا به این نوع سرطان شود. از این عوامل می توان چاقی، فشار خون بالا، بیماری قند و استفاده از برخی داروها و هورمون ها را نام برد.

منبع:روزنامه همشهری



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : setare141 |

 

 

 

دارو

 

 

دانشمندان آمریکایی و انگلیسی در بررسیهای خود نشان دادند که داروهای بی اثر (پلاسیبو) علاوه بر تاثیرات روانی می توانند تغییراتی نیز در بدن ایجاد کنند.

داروهای بی اثر (پلاسیبو) به موادی گفته می شوند که از نظر درمانی بی اثر هستند و اثر آنها تنها برپایه یک تلقین روحی- روانی است. به طور معمول در یک آزمایش بالینی از مواد پلاسیبو برای بررسی میزان اثربخشی یک داروی واقعی استفاده می شود.

اکنون گروهی از دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا در ساندیگو و دانشگاه آکسفورد دریافتند که این مواد علاوه بر تاثیرات روحی- روانی می توانند بر روی بدن فرد بیمار یک اثر واقعی (مثبت یا منفی) نیز برجای بگذارند.

پیش از اینکه یک دارو وارد بازار شود باید از یکسری آزمایشات بالینی بر روی انسان عبور کند.

در این آزمایشات به دو گروه داوطلب دو قرصی که از نظر شکل و رنگ مشابهند داده می شود.

در حالی که در واقع یکی از این گروهها که آزمایش شونده است داروی اصلی و گروه دوم که گروه کنترل نام دارد پلاسیبو را دریافت کرده است.

تاکنون تصور می شد که داروی بی اثر هیچ اثری بر روی گروه کنترل برجای نمی گذارد و تنها از نظر روانی این حس را تلقین کند که فرد دارو مصرف کرده است.

این در حالی است که این پژوهشگران با بررسی 167 آزمایش بالینی که نتایج آنها در معتبرترین مجلات علمی منتشر شده اند دریافتند که در بسیاری مواد، پلاسیبوی استفاده شده توانسته است چند اثر فیزیکی بر روی بدن داشته باشد. این اثرات (مثبت یا منفی) می توانند دقت آزمایشات بالینی را کاهش دهند.

بیماران مبتلا به ایدز اغلب نسبت به لاکتوز (قند شیر) ناسازگاری دارند. بنابراین استفاده این قند به عنوان پلاسیبو برای مطالعه بر روی داروهای ضد ایدز به معنی یک مزیت تلقینی برای این داورها به شمار می رود.

این محققان با بررسی مطالعات انجام شده بر روی داروهای ضد ایدز دریافتند که در بیماران گروه کنترل برخی مشکلات گوارشی ایجاد شد.

در آزمایش بالینی دیگری که برای مطالعه بر روی داروهای قلب انجام شد از روغن زیتون به عنوان پلاسیبو استفاده شد.

این درحالی است که کشفیات پس از این مطالعات بالینی نشان داد که روغن زیتون کلسترول بد را کاهش می دهد و بنابراین، استفاده از این روغن به عنوان پلاسیبو در آزمایش داروهای قلبی عروقی می تواند میزان اثربخشی داروهای محافظ قلب را کاهش دهد.

به طور معمول در 8 درصد در تمام آزمایشات بالینی داروهای جدید از پلاسیبو استفاده می شود.

جرمی هاویک از دانشگاه اکسفورد و یکی از مولفان این تحقیق در این خصوص توضیح داد: "این مسئله به طور جدی می تواند برای سلامت عمومی خطرناک باشد چرا که منجر می شود داروهای با میزان اثربخشی کمتری وارد بازار شوند."..../تحلیل:مهر



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : setare141 |

 

 

سلاح هسته اي ايران،‌مقدمه نبرد آخرالزمان و ظهور مسيح!

 

ايران هراسي به روايت سارا پيلن

سلاح هسته اي ايران ،‌ مقدمه نبرد آخرالزمان و ظهور مسيح!

سارا پیلن فرماندار سابق ایالت آلاسکا و نامزد معاونت جان مک کین رقیب انتخاباتی جمهوریخواه باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا مدعی شد که دست یابی ایران به سلاح هسته ای منجر به جنگ جهانی سوم  و کشتار بخش قابل توجهی  از جمعیت جهان مي شود!

این چهره محافظه کار آمریکا در مصاحبه با وب سایت آمریکایی " نیوز مکس " با اشاره به اینکه باید همه گزینه ها از جمله گزینه نظامی در برخورد با برنامه هسته ای ایران روی میز باشد از افزایش فشارهای تحریمی ، برخورد نظامی و نیز مذاکره  به عنوان سه راهکار همزمان برای برخورد با بر نامه های هسته ای ایران دفاع کرد.

وي  گفت : " ما باید بدانیم که سلاح هسته ای در دست چنین کشوری ( ایران )  تنها مشکل اسراییل یا آمریکا نیست ، بلکه مشکلی جهانی است . این مساله ممکن است به یک آرماگدون ( نبرد آخرالزمان ) بینجامد . این مساله ممکن است به جنگ جهانی سوم ختم شود که بخش های بزرگی از کره زمین را نابود کند . "

آرماگدون نام کوهی در منطقه فلسطین است که  در کتب مذهبی مسیحیان ، ظهور مسیح با وقوع نبرد آخر الزمان بین دو نیروی خیر و شر در این منطقه، به وقوع خواهد پیوست .

پیلن  در برنامه ای که با  شعار انتخاباتی معروف پرزیدنت ریگان در انتخابات سال 1980  " آمریکا را بار دیگر بزرگ سازیم " ، پخش می شود و مجری آن " مایکل ریگان " فرزند ارشد ریگان است ، شرکت کرده بود با حمله مجدد به سیاست های اوباما ، احتمال شرکت خود در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 آمریکا را منوط به تحولات سیاسی آینده دانست و افزود که فعلا برای او انتخابات میاندوره ای کنگره آمریکا از اهمیت و اولویت بیشتری برخوردار است .

با این حال ناظران بر این گمانند که حضور پیلن در"نیوز مکس" که پربیننده ترین وب سایت حامی محافظه کاران در آمریکا محسوب می شود ، نشانه ای از تمایل او برای به چالش کشیدن اوباما در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 آمریکا است .

پیلن در این مصاحبه بار دیگر به شدت به سیاست های اقتصادی اوباما انتقاد کرد و گفت که رییس جمهوری دموکرات آمریکا نتوانسته امیدها و انتظارات  مردم  را پاسخ گوید ..../تحلیل:عصرایران



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : setare141 |

.

 

 

رادان: تحريم و توقيف اموال من يك لطيفه است

جانشين فرمانده نيروي انتظامي اعلام كرد: تحريم و توقيف اموال من توسط دولت آمريكا يك لطيفه است.

سردار احمد رضا رادان امروز در جمع خبرنگاران در پاسخ به فارس مبني بر توقيف اموالش توسط دولت آمريكا، گفت: هميشه مي‌گفتم اگر روزي از من يك لطيفه جهت اطلاع بخواهند چه بگويم.

وي اظهار داشت: از آقاي اوباما تشكر مي‌كنم كه لطيفه‌اي را براي اطلاع جور كرد كه من بتوانم اين لطيفه را تعريف كنم.

سردار رادان افزود: وقتي اوباما به اين موضوع ورود پيدا كرد و بيانيه را قرائت كرد لطفا به ما اعلام كند ميزان حساب‌هاي ما چقدر بود زيرا تمايل دارم از ميزان دقيق حساب‌ها اطلاع يافته و آن را پيگيري كنم.

جانشين فرمانده ناجا گفت: براي همه روشن شده كه اوباما هيچ نقشي در تصميم‌گيري‌هاي دولت آمريكا ندارد و وقتي اين قدر بي‌اطلاع هستند و اطلاعات درست نمي‌دهند حساب خيلي از كارهاي آن‌ها مشخص مي‌شود.

سردار رادان گفت:‌ بهانه‌ هاي حمله به عراق و افغانستان و وجود سلاح‌هاي شيميايي در كشور عراق با استفاده از اطلاعات دروغ فراهم شده است.

اين مقام ارشد نيروي انتظامي تأكيد كرد: براي آن كساني كه اين همه خود را ابرقدرت در عرصه اطلاعات مي‌دانند متأسفم.

وي اظهار داشت: اين اقدام جديد دولت آمريكا هيمنه اطلاعاتي آنها را به هم ريخت...../تحلیل:عصرایران



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : setare141 |

 

با حضور شجریان ؛ بزرگداشت مشكاتیان برگزار شد

 

بزرگداشت پرویز مشكاتیان با حضور هنرمندانی چون محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، شفیعی كدكنی و سیمینبهبهانی در تالار وحدت برگزار شد. محمدرضا درویشی در این مراسم گفت: ده سال آخر عمر مشكاتیان به سكوت و خانه نشینی گذشت.

بزرگداشت پرویز مشكاتیان(آهنگساز و نوازنده سنتور) شب گذشته(۲۷ شهریور) درحالی در تالار وحدت برگزار شد كه در این برنامه چهره های شاخصی مانند محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، شفیعی كدكنی و سیمین بهبهانی و ... حضور داشتند.

در ابتدای برنامه؛ محمد سریر(رئیس خانه موسیقی) با اعلام اینكه سكوت پرویز مشكاتیان در اواخر عمر معنادار بوده است، صحبت های خود را با این شعر آغاز كرد. كه ای دوست وقت خفتن و خاموشی ات نبود.

وی افزود: نغمه ها و آهنگ های پرویز مشكاتیان در لابه لای حافظه تاریخی ما مانده و خواهد ماند و شاید اگر این گونه بگوئیم بهتر است كه؛ مشكاتیان در زمان سكوتش بیشتر دیده می شد.

محمد سریر با اشاره به اینكه آهنگ های پرویز مشكاتیان جان تازه ای به موسیقی ایران داده است، خاطرنشان كرد: این استاد یك تنظیم كننده، مدرس، آگاه نسبت به ادبیات ایران و جهان، نوازنده و آهنگساز بود كه ساز زدن وی و آهنگ هایش؛ خمودگی در موسیقی ایران را در زمان خود از بین برد. چراكه مصداق این واقعیت را می توانیم از آزمون های موسیقی كه درحال حاضر برگزار می شود و همه قطعات وی را برای زدن انتخاب می كنند، فهمید.

وی با اشاره به اینكه خانه موسیقی در جشن خود قرار است دو جایزه در زمینه آثار ضربی و سنتورنوازی به كسانی كه در این مسابقه شركت كرده اند؛ بدهد، یادآور شد: اعتقاد داریم كه مشكاتیان علاوه بر تكنیك؛ یك جریان خاص در موسیقی ایران راه انداخت. خانه موسیقی هم مهرماه در این دو زمینه ای ذكر شد، آثار را معرفی خواهد كرد.

در ادامه محمدرضا درویشی(محقق و آهنگساز)گفت: یك سال از رفتن پرویز مشكاتیان می گذرد اما نه تنها این رفتن را نتوانستیم باور كنیم بلكه همیشه صدای ساز وی در گوش هایمان است.

وی افزود: به اعتبار ۳۶ سال دوستی با پرویز؛ شاهد سلوك روحی و معنوی وی بودم و جدا از هم خانه بودن، همسایه بودن و همكار بودن یك رابطه عاشقانه با هم داشتیم.

در ادامه این آهنگساز با اشاره به خوابی كه چندی پیش دیده است، این گونه سخن گفت كه پرویز مشكاتیان نمرده است و زنده است.

درویشی با تاكید بر موضوع كه پرویز یك موسیقی دان منحصربفرد در موسیقی ایران است، درباره بخش های مختلف زندگی وی این گونه سخن گفت: دوره اول زندگی مشكاتیان تا سن ۱۸ سالگی در نیشابور گذشت و زیرنظر پدر و حسن مشكاتیان تجربه مختلف نواختن سازهایی مانند سنتور، دف، تنبك، ویالون را آموخت و در این برهه؛ سازی نبود كه به دست پرویز برسد و بتواند از دست وی خلاصی یابد.

در این دوره پایه گذاری موسیقی در روح و جسم مشكاتیان انجام شد اما این دوره ناقص ماند، تا اینكه پرویز مشكاتیان در سال ۵۳ در كنكور دانشگاه تهران برای رشته موسیقی قبول شد.

وی ادامه داد: با ورود پرویز به دانشگاه تهران و آشنایی وی با نورعلی خان برومند و داریوش صفوت؛ فصل جدیدی در زندگی مشكاتیان رخ داد.

وی گفت: پرویز نخستین كسی بود در ترم دوم دانشگاه به مركز حفظ و اشاعه موسیقی دعوت شد كه این منجر به دیدن آخرین نسل از راویان این موسیقی بود و همین امر باعث شد تا مردم و محافل موسیقی وی را به عنوان یك چهره بشناسند.

درویشی درباره بخش دوم زندگی مشكاتیان این گونه سخن گفت: تشكیل گروه عارف یك سال قبل از انقلاب زیرنظر هوشنگ ابتهاج از دیگر كارهای شاخص مشكاتیان بود. همچنین وی در ۱۷ شهریور كه كانون چاوش تشكیل شد، به فصل تازه ای دیگر در زندگی هنری دست یافت كه از آن می توان تدریس زیاد، كنسرت زیاد، انتشار آثار و آشنایی با محمدرضا شجریان اشاره كرد.

به اعتقاد درویشی؛ آشنایی با شجریان؛ ساز جدیدی در زندگی پرویز بود و از آن می توان به اوج فعالیت این هنرمند اشاره كرد.

درویشی ادامه داد كه ده سال آخر عمر پرویز مشكاتیان به سكوت و خانه نشینی گذشت. او از معدود نوازنده هایی بود كه شعر فارسی را خوب می دانست و از نوازنده هایی بود كه با ورود به دانشگاه تهران شروع به یادگیری ردیف موسیقی كرد. البته این بدین معنا نیست كه وی قبلا ردیف نمی دانسته است اما زود هم یاد گرفت كه باید ردیف را كنار بگذارد و فقط از آن استفاده كند.

وی ادامه داد: ما كمتر شاهد ردیف نوازی از مشكاتیان بودیم. همچنین وی ازجمله آهنگسازانی بوده است كه آهنگ هایش در سن ۲۰ سالگی از رادیو پخش شد.

درویشی با تاكید بر این موضوع كه تمام ابعاد زندگی مشكاتیان خیلی زود روی داد و مرگش هم زودهنگام رخ داد؛ گفت: پرویز دین خود را نسبت به موسیقی و فرهنگ سرزمین مادری اش انجام داد. جامعه هم دین خود را انجام داده است اما آیا نهادها و متولیان فرهنگی كار خود را به درستی انجام داده اند كه پاسخ من به این پرسش؛ منفی است.

در ادامه آوا مشكاتیان(دختر پرویز مشكاتیان) به صحنه آمد و از جمع به خاطر حضور در مراسم بزرگداشت پدر تشكر كرد و سخنان خود را با شعری از احمد شاملو به پایان برد كه جاده با خاطره قدم های تو بیدار....

حاشیه ها:

در بزرگداشت مشكاتیان سه گروه به اجرای موسیقی پرداختند. در بخش نخست رامین صفایی و جمشید صفرزاده؛ قطعاتی از آهنگ های مشكاتیان را اجرا كردند. همچنین در بخش دوم بهداد بابایی نوازنده ستار و شروین مهاجر بخشی از آلبوم معروف دستان را اجرا كردند.

پایان بخش برنامه های این بزرگداشت آوازخوانی همایون شجریان با همراهی سنتور توسط سیامك آقایی(شاگرد مشكاتیان) و آئین مشكاتیان(نوازنده تنبك و پسر مشكاتیان) بود كه قطعه ای از آلبوم دود عود اجرا شد.



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : setare141 |

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه و كان ‌من‌ دعائه عليه السلام عند الشده ‌و‌ تعسر الامور   بود ‌از‌ دعاى ‌آن‌ بزرگوار وقت شدت ‌و‌ مشقت ‌و‌ مشكل شدن كارها بدان ‌كه‌ ‌شك‌ نيست ‌كه‌ پيغمبر ‌و‌ اولاد ‌او‌ ‌را‌ كرامتى بود، ‌كه‌ دنيا ‌از‌ ‌بر‌ ايشان ‌به‌ طريق سعه بگذرد لكن مشى ‌و‌ طريقه ‌ى‌ ايشان ‌به‌ طريق مردمان بود بلكه ‌از‌ اين ‌كه‌ سيد ناس ‌به‌ ايست امور دنيويش مختل بشود ‌تا‌ اينكه ضعفاء ناس ‌از‌ ملاحظه ‌ى‌ حال ايشان ‌در‌ صبر باشند.   مروى است ‌كه‌ چنان دنيا ‌بر‌ حضرت على ‌بن‌ الحسين تنگ ‌شد‌ ‌كه‌ كمال فقر ‌و‌ اختلال ‌در‌ امور ايشان واقع ‌شد‌ دنيا ‌را‌ ممثل نمود ‌و‌ ‌بر‌ ‌او‌ فرمود: ‌چه‌ ‌مى‌ خواهى ‌از‌ ‌ما‌ چرا دست ‌از‌ ‌ما‌ برنمى دارى؟ عرض نمود: ‌به‌ سبب طلاق دادن جد ‌تو‌ است ‌و‌ ‌من‌ ‌با‌ شما عداوت دارم ‌به‌ واسطه ‌ى‌ طلاق جد شما.   روايتى سيد شارح سيد عليخان نقل ‌مى‌ فرمايد: ‌در‌ نظرم نيست ‌كه‌ ‌در‌ ضمن كدام دعا است ‌و‌ مضمون ‌آن‌ اين است ‌كه‌ وقتى حسن ‌بن‌ على عليهماالسلام  
در دنيا ‌بر‌ ‌او‌ ضيق ‌شد‌ ‌از‌ ندادن معاويه ‌آن‌ مبلغى ‌را‌ ‌كه‌ همه ساله ‌مى‌ بايست بدهد، ‌آن‌ امام (ع) نامه ‌اى‌ ‌به‌ معاويه نوشتند ‌كه‌ امر مختل است، ‌از‌ براى ندادن ‌حق‌ الصلح ‌شب‌ پيغمبر (ص) ‌را‌ ‌در‌ خواب ديد ‌كه‌ ‌به‌ ‌او‌ اعتراض نمود ‌كه‌ ‌اى‌ پسر ‌از‌ براى دنيا ‌به‌ ظالم نامه ‌مى‌ نويسى؟ عرض حال خود ‌به‌ جد نمود حضرت دعائى ‌به‌ ‌او‌ تعليم فرمود.   موسى ‌بن‌ جعفر اظهار فقر خود ‌را‌ ‌به‌ هارون ‌مى‌ كند ‌و‌ ‌مى‌ فرمايد چيزى ندارم ‌كه‌ پسران خود ‌را‌ زن بدهم ‌و‌ دختران خود ‌را‌ شوهر.  
اللغه: كلفت: مشقت.   ‌ما‌ ‌در‌ ‌ما‌ انت عبارت است ‌از‌ فقر ‌و‌ مرض ‌و‌ تعب.   شرح: يعنى ‌اى‌ خداى ‌من‌ ‌به‌ درستى ‌كه‌ ‌تو‌ ‌به‌ مشقت انداختى مرا ‌به‌ خودم چيزى ‌را‌ ‌كه‌ سلطنت ‌تو‌ زيادتر است ‌به‌ ‌او‌ ‌از‌ ‌من‌ ‌و‌ قدرت ‌تو‌ ‌بر‌ ‌او‌ ‌و‌ ‌بر‌ ‌من‌ غالبتر است ‌از‌ قدرت ‌من‌ ‌پس‌ چنين ‌كه‌ ‌شد‌ عطا فرما ‌تو‌ ‌به‌ نفس ‌من‌ چيزى ‌را‌ ‌كه‌ ‌آن‌ چيز راضى كند ‌تو‌ ‌را‌ ‌از‌ ‌من‌ ‌و‌ بگير ‌از‌ براى رضاى خود ‌از‌ نفس ‌من‌ ‌در‌ عافيت يعنى توفيق بده چيزى ‌را‌ ‌كه‌ راضى نمايد ‌تو‌ ‌را‌ ‌از‌ ‌من‌ ‌در‌ عافيت ‌نه‌ ‌در‌ تب ‌و‌ مرض.  
اللغه: جهد ‌به‌ فتح جيم مشقت حضرت اميرالمومنين عليه السلام ‌مى‌ فرمايد: ‌بر‌ ‌هر‌ چيز غالب شدم الا اينكه فقر ‌بر‌ ‌من‌ غالب شد، ‌و‌ ‌در‌ بعضى ‌از‌ خطب خود ‌مى‌ فرمايد: فقر پشت ‌مى‌ شكند ‌و‌ قدر ‌و‌ رفعت ‌مى‌ برد.  
خطر: ‌به‌ معنى منع نمودن.   ايكال: تفويض نمودن ‌و‌ ملتجى شدن.   تولى: مباشرت، كفايت.   يعنى: منع نكن ‌بر‌ ‌من‌ روزى ‌را‌ ‌و‌ تفويض نكن    مرا ‌به‌ سوى خلق خود بلكه منفرد باش ‌بر‌ حاجت ‌من‌ ‌و‌ مباشر باش كفايت مرا   كفايت خدا ‌آن‌ است ‌كه‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌بى‌ نياز نمايد ‌از‌ زحمت كشيدن نظر خدا رحمت ‌او‌ است،  
و نظر نما ‌به‌ سوى ‌من‌ ‌در‌ تمام كارهاى من،   ‌و‌ بعضى گفته اند نظر اگر بالى متعدى شود ‌به‌ معنى ديدن است، ‌و‌ اگر بلام متعدى شود ‌به‌ معنى رحمت است، ‌و‌ اگر بفى استعمال شود ‌به‌ معنى فكر، ‌و‌ اگر ببين تمام شود ‌به‌ معنى حكم است، نحو نظرت بين القوم.   ‌پس‌ ‌به‌ درستى ‌كه‌ ‌تو‌ اگر واگذارى مرا ‌به‌ سوى نفس خودم عاجز گردم ‌من‌ ‌از‌ ‌او‌ ‌و‌ ‌به‌ جاى نتوانم آورد آنچه ‌را‌ ‌كه‌ مصلحت ‌او‌ است.   ثقه الاسلام كلينى ‌به‌ سند خود ‌در‌ كافى روايت كند ‌از‌ ابن ابى يعفور گفت: شنيدم حضرت صادق (ع) ‌را‌ ‌كه‌ ‌مى‌ فرمود: ‌و‌ دست ‌او‌ بلند بود جانب آسمان كه: رب لاتكلنى الى نفسى طرفه عين ‌و‌ لااقل ‌من‌ ذلك ‌و‌ ‌لا‌ اكثر زمانى نگذشت آب ديده ‌ى‌ مباركش جارى گرديد ‌به‌ محاسن شريفش ‌و‌ بعد ‌از‌ ‌آن‌ توجه نمود ‌به‌ جانب ‌من‌ ‌و‌ فرمود: ‌اى‌ پسر ابى يعفور ‌به‌ درستى ‌كه‌ يونس ‌بن‌ متى خدا ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ خود واگذار نمود كمتر ‌از‌ طرفه العين ‌پس‌ صادر ‌شد‌ ‌از‌ ‌او‌ ‌آن‌ معصيت، عرض  
نمودم: سبب ‌آن‌ ‌به‌ كفر رسيده است؟ فرمود: ‌نه‌ لكن مردن ‌در‌ ‌آن‌ حال هلاكت است.   جهم: عبوس ‌و‌ ‌بد‌ خلق ‌و‌ بدگفتار، يعنى اگر مرا واگذار نمائى ‌به‌ خلق خود بدخلقى خواهند نمود ‌با‌ ‌من‌ چنانچه بالعيان مشاهده ‌مى‌ شود طريق سلوك اغنياء ‌با‌ فقراء صدق امام المسلمين (ع).   حرمان: ممنوع شدن، يعنى اگر مضطر نمائى مرا ‌به‌ سوى خويشانم منع ‌و‌ محروم نمايند مرا يعنى چيزى ‌از‌ آنها برايم ساخته نشود.   نكد: چيزى ‌كه‌ ‌در‌ ‌او‌ خير نباشد.   يعنى: اگر بدهند ايشان ‌مى‌ دهند اندكى ‌كه‌ ‌در‌ ‌او‌ خير ‌و‌ خوبى نيست ‌و‌ منت ‌مى‌ گذارند ‌بر‌ ‌من‌ منت طولانى ‌و‌ مذمت نمايند آنها مذمت زياد.  
بعد ‌از‌ اينكه چنين است امر ‌پس‌ ‌به‌ فضل ‌تو‌ ‌اى‌ خدا ‌پس‌ توانگرى ‌ده‌ مرا ‌و‌ ‌به‌ بزرگى خود ‌پس‌ بلند ‌كن‌ مرا، ‌و‌ ‌به‌ گنجايش خود ‌پس‌ بسط بده دست مرا ‌و‌ ‌به‌ آنچه نزد ‌تو‌ است ‌پس‌ كفايت ‌كن‌ مرا، ‌و‌ ‌در‌ بعضى ‌از‌ كتب ادعيه ‌كه‌ ‌به‌ ‌او‌ اطمينان است مذكور است ‌كه‌ ‌هر‌ ‌كه‌ اين دعاى مبارك ‌را‌ ‌از‌ اول الى قوله فاكفنى ‌به‌ پوست آهو بنويسد ‌و‌ ‌با‌ خود دارد خواهد ‌از‌ فقر بيرون آمد ‌و‌ غنى شد.  
حصر: ‌به‌ معنى منع.   ورع: ‌كف‌ ‌از‌ معصيت.   جراه: اقدام نمودن بدون مبالات.   يعنى: خدايا رحمت فرست ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ ‌او‌ ‌و‌ نجات بخش مرا ‌از‌ حسد ‌و‌ منعم ‌كن‌ ‌از‌ گناهان ‌و‌ باز دار مرا ‌از‌ محرمات، ‌و‌ جرئت نده مرا ‌بر‌ ارتكاب معاصى، شايد مراد ‌به‌ جرئت دادن خداوند ‌آن‌ باشد ‌كه‌ بنده مرتكب شود خدا ‌او‌ ‌را‌ مبتلا ببليه نكند ‌در‌ مال ‌و‌ ‌يا‌ ‌در‌ بدن ‌و‌ ترك ابتلا سبب ‌آن‌ شود ‌كه‌ جرئه ‌در‌ معصيت كند ‌پس‌ ‌از‌ خدا طلب توفيق نمايد ‌بر‌ ترك آن.   ‌و‌ بگردان ‌تو‌ خواهش مرا ‌در‌ چيزهائى ‌كه‌ نزد ‌تو‌ است، ‌و‌ خشنودى مرا ‌در‌ آنچه وارد ‌مى‌ شود ‌بر‌ ‌من‌ ‌از‌ جانب تو.   بدانكه رضاى خداوند ‌را‌ تحصيل نمودن بسيار صعب ‌و‌ مشكل است اگر ‌چه‌ ‌در‌ بعضى ‌از‌ روايات است ‌كه‌ ‌هر‌ ‌كه‌ راضى است ‌از‌ خدا خدا ‌از‌ ‌او‌ راضى است لكن كلام ‌در‌ راضى بودن ‌از‌ خدا است زيرا ‌كه‌ ‌آن‌ آن است ‌كه‌ ‌هر‌ ‌چه‌ خدا ‌در‌ ‌حق‌ ‌او‌ ‌به‌ قلم تقدير ثبت نموده ‌از‌ فقر ‌و‌ فاقه ‌و‌ مرض ‌و‌ فرقه ‌ى‌ احبه ‌و‌ موت ايشان ‌و‌ نحو ‌آن‌ ‌به‌ ‌آن‌ خشنود باشد ‌نه‌ آنكه ‌بى‌ ميل باشد اين است معنى رضاى بنده ‌از‌ خدا چنانچه خداوند عالم ‌به‌ موسى ‌بن‌ عمران فرمود: ‌كه‌ رضاى ‌من‌ ‌آن‌ است ‌كه‌ راضى ‌به‌ حكم ‌من‌ باشى.   بركه زياده خوله ‌اى‌ ملكه يعنى زياد نما ‌تو‌ ‌از‌ براى ‌من‌ ‌در‌ چيزهائى ‌كه‌  
مالك نمودى مرا ‌و‌ ‌در‌ چيزهائى ‌كه‌ ‌به‌ ‌من‌ ‌او‌ ‌را‌ انعام نمودى.   كلاه: ‌اى‌ حرسه.   اجاره: ‌اى‌ حماه.   اعاذه: ‌اى‌ عصمه يعنى بگردان ‌تو‌ مرا ‌در‌ تمام حالاتم حفظ شده حمايت شده پوشيده شده منع شده پناه داده شده، نگهداشته شده.  
قضاء: ‌به‌ معنى اداء.   الزام: ‌به‌ معنى واجب شدن ‌از‌ قبل غير، فرض: واجب.   وجه: ‌به‌ معنى جهت، لخلق: عطف على قوله لك متعلق است ‌به‌ فرضه واجبات خدا ‌از‌ براى ‌او‌ عبادات ‌او‌ است ‌و‌ واجبات ‌او‌ ‌از‌ براى بندگان حقوق ايشان است ‌به‌ همديگر ‌از‌ ديون ‌و‌ حقوق، ‌و‌ غرض امام ‌از‌ اين كلام ‌دو‌ احتمال دارد يكى ‌آن‌ است ‌كه‌ توفيق دهد مخالفت ‌او‌ ننمايد ‌و‌ تمام واجبات ‌او‌ ‌را‌ اداء نمايد، ‌و‌ ديگر ‌آن‌ است ‌كه‌ اگر مخالفت واجبات ‌او‌ نموده ‌از‌ ‌او‌ درگذرد ‌و‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ معرض عقاب درنياورد.   يعنى: خدايا رحمت بفرست ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ ‌او‌ ‌و‌ ‌به‌ جاى آور ‌تو‌ ‌از‌ جانب ‌من‌ ‌هر‌ چيزى ‌را‌ ‌كه‌ واجب نمودى ‌تو‌ ‌بر‌ ‌من‌ ‌او‌ ‌را‌ واجب كردى ‌او‌ ‌را‌ ‌بر‌ ‌من‌ ‌در‌ جهتى ‌از‌ جهات طاعت ‌تو‌ ‌و‌ ‌يا‌ ‌از‌ براى خلقى ‌از‌ مخلوقات تو.   اگر ‌چه‌ ضعيف باشداز جاى آوردنش جسم ‌من‌ ‌و‌ سست شود ‌از‌ ‌او‌ توانائى  
من، ضعف ‌به‌ فتح ‌و‌ ضم خلاف توانائى ‌و‌ قوت است.   بعضى گفته اند: ‌به‌ فتح ‌در‌ راى استعمال ‌مى‌ شود ‌و‌ ‌به‌ ضم ‌در‌ جسم ‌و‌ بدن ‌و‌ اين دور نيست ‌از‌ ‌حق‌ ‌و‌ صواب.   نيل: رسيدن، مقدره: قدرت دال ‌او‌ ‌به‌ حركات ثلث خوانده شده است، ذات يد عبارت است ‌از‌ چيزى ‌كه‌ مالك ‌او‌ است ‌از‌ مال ‌و‌ اساس.   يعين: نرسيده است ‌او‌ ‌را‌ قدرت ‌من‌ ‌و‌ گنجايش ندارد ‌او‌ ‌را‌ مال ‌من‌ ‌نه‌ ‌ما‌ يملك ‌من‌ ‌مى‌ خواهد متذكر شوم ‌او‌ ‌را‌ ‌و‌ ‌يا‌ فراموش نمايم ‌او‌ ‌را‌ يعنى مرا توانائى فرمانبردارى ‌او‌ نيست ‌و‌ قدرت بندگى ‌او‌ ‌را‌ ندارم ‌و‌ ذكرته ‌و‌ نسيته ‌دو‌ جمله ‌ى‌ حاليه است ‌در‌ قوت جمله ‌ى‌ شرطيه ‌اى‌ ذكرته ‌او‌ نسيته.  
احصاء: حفظ نمودن.   اغفال: اهمال نمودن ‌و‌ ترك نمودن بدون فراموشى، ‌و‌ ضمير ‌هو‌ راجع است ‌به‌ سوى ‌ما‌ ‌در‌ ‌ما‌ الزمتنيه.   يعنى: واجب ‌و‌ مفروض ‌من‌ ‌در‌ كلمه ‌ى‌ ‌من‌ نفس متعلق است باغفلته ‌نه‌ ‌به‌ فعل ديگر نيز ‌كه‌ ‌از‌ قبيل تنازع بشود ‌پس‌ معنى عبارت اين است ‌كه‌ خودم ترك نمودم ‌و‌ اهمال ‌آن‌ نمودم ‌نه‌ اينكه فراموش نموده باشم ‌به‌ عباره اخرى معنى عبارت ‌آن‌ است ‌كه‌ عملى ‌را‌ ‌كه‌ ‌تو‌ حفظ نمودى ‌او‌ ‌را‌ ‌و‌ ‌او‌ ‌را‌ ثابت نمودى ‌بر‌ ‌من‌ ‌و‌ ‌من‌ اهمال ‌او‌ نمودم ‌و‌ بدون سبب ‌و‌ جهت ترك نمودم.  
فا ‌در‌ كلمه ‌ى‌ فانك سببيه است ضمير ‌هو‌ مبتداء است ‌و‌ كلمه ‌ى‌ ‌ما‌ ظرف مستقر متعلق ‌به‌ كائن خبر ‌او‌ است. يعنى: واجب ‌و‌ فرض ‌تو‌ ‌اى‌ خداى ‌من‌ ثابت است ‌از‌ آنچه حفظ نمودى ‌او‌ ‌را‌ ‌و‌ اهمال نمودم ‌من‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ سبب خودم ‌پس‌ اداء نما ‌تو‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ جانب ‌من‌ ‌از‌ بزرگى بخشش ‌تو‌ ‌و‌ ‌از‌ چيزهاى بسيار ‌كه‌ ‌در‌ نزد ‌تو‌ است ‌به‌ سبب آنكه ‌تو‌ غنى كننده ‌ى‌ ‌هر‌ محتاجى ‌و‌ صاحب جود ‌و‌ كرمى.   قاصصته مقاصه ‌و‌ قصاصا عوض گرفتن ‌از‌ ديگرى، كلمه ‌ى‌ حتى ‌به‌ معنى ‌كى‌ تعليليه است.   يعنى: ‌به‌ علت آنكه نماند ‌بر‌ ‌من‌ چيزى ‌از‌ واجب ‌كه‌ اراده نمائى ‌تو‌ تقاص كردن مرا ‌به‌ ‌او‌ ‌از‌ خوبيهاى من، ‌و‌ ‌يا‌ اينكه زياد نمائى ‌به‌ سبب ‌او‌ ‌از‌ گناهان ‌من‌ ‌در‌ روز ملاقات ‌تو‌ ‌اى‌ خداى من.   بدانكه ‌از‌ اين فقره شريفه ‌و‌ ‌از‌ ساير اخبار نيز استفاده ‌مى‌ شود ‌كه‌ كسى ‌كه‌ ذمه ‌ى‌ ‌او‌ مشغولست ‌يا‌ ‌حق‌ خدا ‌و‌ ‌يا‌ ‌حق‌ خلق ‌از‌ ‌او‌ مطالبه ‌مى‌ شود ‌در‌ قيامت ‌يا‌ حسنات ‌او‌ ‌كم‌ ‌مى‌ شود ‌و‌ ‌يا‌ ‌بر‌ سيئات ‌او‌ افزوده ‌مى‌ شود اين مجرم عاصى " محمدعلى " ‌از‌ خداى خود ‌در‌ اين وقت ‌از‌ ‌شب‌ مسئلت ‌مى‌ نمايم ‌كه‌ عفو نمايد ‌از‌ حقوق خود ‌و‌ حقوق مردم ‌و‌ ‌در‌ عرصات محشر ‌او‌ ‌را‌ مفتضح ننمايند.  
رغبه: ميل ‌و‌ شوق داشتن، حتى ‌به‌ معنى ‌كى‌ تعليليه است لام ‌در‌ لاخرتى ‌از‌ براى تعليل است. يعنى عمل نمودن براى خدا علت ‌و‌ سبب ‌او‌  
آخرت باشد ‌نه‌ دنيا لام ‌در‌ لك بيانيه است غرض ‌از‌ اين فقره ‌آن‌ است ‌كه‌ كار ‌تو‌ ‌را‌ سرمايه آخرت خود نمايم ‌نه‌ سرمايه دنيا چنانچه بسيارى ‌از‌ مردمان مبتلا ‌به‌ اين بليه هستند عبادات خدا ‌را‌ سرمايه دنياى خود قرار داده اند. يعنى خدايا رحمت فرست ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ ‌او‌ ‌و‌ روزى نما ‌تو‌ مرا ميل داشتن ‌در‌ كار نمودن ‌از‌ براى ‌تو‌ ‌به‌ سبب آخرت ‌من‌ ‌تا‌ اينكه بشناسم صدق ‌و‌ راستى ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ قلب خود.   ‌تا‌ اينكه بوده باشد مستولى ‌بر‌ ‌من‌ ‌بى‌ ميلى ‌در‌ دنياى من، علاقه ‌ى‌ ‌بى‌ ميلى ‌در‌ دنيا ‌آن‌ است ‌كه‌ عمل ‌او‌ ‌از‌ براى خدا ‌از‌ براى آخرت ‌او‌ باشد حضرت سيد اوصياء فرمودند: ‌كه‌ دنيا ‌و‌ آخرت ‌دو‌ دشمن هستند متفاوت ‌و‌ ‌دو‌ راهند ‌با‌ ‌هم‌ مختلف ‌هر‌ ‌كه‌ دوست دنيا است ‌و‌ مباشر ‌او‌ است آخرت ‌را‌ دشمن دارد، ‌و‌ دنيا ‌و‌ آخرت ‌به‌ منزله مشرق ‌و‌ مغربند رونده ‌ى‌ ميان آنها ‌هر‌ قدر ‌به‌ يكى نزديك شوند ‌از‌ ديگرى دور گردند، ‌و‌ دنيا ‌و‌ آخرت مثل ‌دو‌ زن هستند ‌كه‌ ‌در‌ تحت ‌يك‌ شوهرند اگر يكى ‌از‌ آنها ‌را‌ راضى نمايد ديگر ‌به‌ غضب درآيد.   احتمال حاليه ‌و‌ مفعول له ‌و‌ مفعول مطلق بودن ‌هر‌ ‌يك‌ ‌را‌ دارد.   يعنى: ‌تا‌ اينكه ‌جا‌ آورم خوبيها ‌را‌ ‌از‌ براى شوق داشتن ‌و‌ ايمن باشم ‌من‌ ‌از‌ بديها ‌از‌ جهت مفارقت ‌و‌ ترسيدن.   اختلاف ‌در‌ اين نور شده است بعضى گفته اند: نور ايمان است، ‌و‌  
ديگرى گفته است: نور علم است، ‌و‌ سيم گفته اند: دلائل ‌و‌ حجج واضحه ‌و‌ چهارم گفته: قرآن است.   يعنى: ببخش مر مرا نورى ‌را‌ ‌كه‌ راه روم ‌به‌ واسطه ‌ى‌ ‌او‌ ‌در‌ ميان مردم ‌و‌ راه بيابم ‌به‌ واسطه ‌ى‌ ‌او‌ ‌در‌ تاريكى ها، ‌و‌ طلب روشنائى نمايم ‌من‌ ‌به‌ واسطه ‌ى‌ ‌او‌ ‌از‌ ‌شك‌ ‌و‌ شبهات، شبهه وجه تسميه ‌ى‌ ‌آن‌ آن است ‌كه‌ ‌حق‌ ‌را‌ مشتبه ‌به‌ باطل نمايد، ‌و‌ اين نور نور معرفت ‌و‌ ايمان است مشى ‌به‌ ‌آن‌ ‌در‌ مردم ‌دو‌ احتمال دارد يكى آنكه مردم ‌به‌ ‌او‌ هدايت يابند ‌از‌ سير ‌و‌ سلوك ‌و‌ حسن خلق، ‌يا‌ اينكه مردم ‌او‌ ‌را‌ مفتون نكنند ‌و‌ خدعه ‌و‌ فريب ‌و‌ حيله ‌در‌ امر ‌او‌ نتوانند كرد ‌در‌ امر معاش ‌و‌ معاد او.  
كابه: حزن ‌و‌ اندوه. انسان همين ‌كه‌ صفت تقوى ‌در‌ ‌او‌ موجود ‌شد‌ اين لذت ‌و‌ حزن ‌در‌ ‌او‌ هست چنانچه ‌در‌ ابراهيم (ع) ‌و‌ ‌از‌ پيغمبر صلى الله عليه ‌و‌ آله ‌و‌ سلم مرويست ‌كه‌ سينه ‌ى‌ مباركش صداى ‌مى‌ نمود ‌از‌ خوف خدا مثل صداى جوش ديگ يازا المومن كاز يز المزجل ‌در‌ روايت همام حضرت امير عليه السلام ‌مى‌ فرمايد: ‌در‌ صفت متقين كه: اگر اجل موعود نبود روح ‌در‌ بدن ايشان نمى ماند ‌از‌ خوف عقاب ‌و‌ شوق ثواب.  
حفى: يعنى بليغ ‌در‌ قضاء حوائج ‌يا‌ اينكه نيكوئى كننده.  
يعنى: روزى نما ‌تو‌ مرا ‌حق‌ شكرگذارى ‌در‌ وقت كوتاهى نمودن ‌من‌ ‌در‌ شكرگذارى ‌تو‌ ‌به‌ آنچه ‌كه‌ انعام نمودى ‌تو‌ ‌بر‌ ‌من‌ ‌در‌ يسر ‌و‌ عسر ‌و‌ صحت ‌و‌ بيمارى ‌تا‌ آنكه بشناسم ‌در‌ نفس رايحه ‌ى‌ خوبى رضا ‌را‌ ‌و‌ آرام بودن ‌دل‌ ‌را‌ ‌به‌ آنچه واجب است ‌از‌ براى ‌تو‌ ‌در‌ امورى ‌كه‌ حادث ‌مى‌ شود ‌در‌ حالت خوف ‌و‌ امن ‌و‌ رضا ‌و‌ سخط ‌و‌ ضرر ‌و‌ نفع.  
از اينكه حسد ‌از‌ گناهان بزرگ ‌و‌ هلاك كننده ‌ى‌ شخص است ‌و‌ ‌مى‌ برد ايمان ‌را‌ چنانكه آب نمك ‌را‌ ‌مى‌ برد ‌پس‌ اگر كسى ‌را‌ ديدى ‌كه‌ متنعم ‌به‌ نعمتى باشد ‌از‌ خداى خود طلب نما مثل ‌آن‌ ‌را‌ ‌يا‌ خوبتر ‌از‌ ‌آن‌ ‌را‌ ‌از‌ براى خود، فقوله بك ‌و‌ منك يعنى سبب ‌تو‌ ‌و‌ ‌از‌ ‌تو‌ اميد دارم من.   ايقاظ: حسد گفتيم ايمان ‌را‌ ‌مى‌ برد نكته ‌ى‌ ‌او‌ اين است ‌كه‌ حاسد ‌مى‌ خواهد مقابل فعل خدا جاى آورد مثل آنكه العياذ بالله خدا ‌را‌ حكم نمى داند، ‌و‌ خواهد نعمتى ‌كه‌ خداى ‌او‌ ‌را‌ صلاح دانسته سلب نمايد ‌از‌ محسود.  
قوله: ‌فى‌ حال الرضا ‌و‌ الغضب متعلق است ‌به‌ قوله ارزقنى.   يعنى: روزى نما تحفظ ‌در‌ آينده ‌و‌ حالت ‌را‌ يعنى خشنودى ‌از‌ براى خدا ‌و‌ غضب ‌از‌ براى خدا.   حتى غايت تحفظ است، يعنى: ‌تا‌ اينكه ‌به‌ آنچه وارد ‌مى‌ شود ‌بر‌ ‌من‌ ‌از‌ رضا ‌و‌ سخط ‌به‌ منزله ‌ى‌ ‌هم‌ ‌و‌ برابر ‌و‌ ‌يك‌ چيز يعنى ‌هر‌ ‌چه‌ ‌تو‌ اختيار نمودى ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ رضا ‌و‌ غضب ‌در‌ نزد ‌من‌ چنان باشد ‌كه‌ غضب ‌تو‌ غضب باشد نزد ‌من‌ ‌و‌ رضاى ‌تو‌ رضا باشد نزد ‌من‌ ‌نه‌ اينكه مرضى ‌تو‌ مغضوب ‌من‌ باشد ‌و‌ مغضوب ‌تو‌ مرضى ‌من‌   ايثار: اختيار، عاملا ‌و‌ موثرا خبر اكون ضميرهما ظاهرا راجع باشد ‌به‌ سوى رضا ‌و‌ طاعت.   يعنى: عمل كننده باشم ‌به‌ بندگى تو، اختياركننده باشم مر رضاى ‌تو‌ ‌را‌ ‌بر‌ غير طاعت ‌و‌ رضا ‌در‌ دوستان ‌و‌ دشمنان، يعنى آنچه ‌را‌ پسنديدى ‌در‌ ‌حق‌ دوستان ‌و‌ دشمنان همان نيز پسنديده ‌و‌ سبب خشنودى ‌از‌ براى ‌من‌ باشد.   كلمه حتى غايت ايثار است يعنى ‌تا‌ آنكه ايمن باشد دشمن ‌من‌ ‌از‌ ظلم نمودن ‌من‌ ‌و‌ جور نمودن من، ‌و‌ نااميد گردد دوست ‌من‌ ‌از‌ انحراف ‌من‌ ‌و‌ رغبت ‌من‌ ‌به‌ سوى ‌او‌ ‌و‌ نزول خواهش نفس ‌بر‌ ‌او‌ يعنى ‌به‌ خواهش ‌كه‌ رفق، ‌و‌ مدارا است بدون رضاى ‌تو‌ ‌با‌ ‌او‌ عمل نكنم.  
يعنى: بگردان مرا ‌از‌ كسانى ‌كه‌ ‌مى‌ خوانند ‌تو‌ ‌را‌ ‌در‌ سعه ‌و‌ رفاهيه خواندن مخلصان مضطران مر ‌تو‌ ‌را‌ ‌در‌ دعا خواندن.   غرض امام عليه السلام ‌آن‌ است ‌كه‌ سئوال توفيق دعا نمودن ‌از‌ خدا ‌مى‌ نمايد ‌در‌ تمام حالات خود حتى ‌در‌ حالت رخاء ‌و‌ سعه زيرا ‌كه‌ دعا نمودن ‌در‌ اين حالت ‌با‌ اينكه عبادت منفعت ‌به‌ حال ‌او‌ دارد ‌در‌ وقت نزول بلا ‌و‌ شده درد ‌و‌ رفع بليه ‌از‌ ‌او‌ شود ‌از‌ حضرت سجاد (ع) مرويست ‌كه‌ دعا نمودن ‌در‌ وقت سعه ‌و‌ رفاهيه سبب برآمدن حوائج ‌مى‌ شود ‌در‌ وقت بلاء.   ‌و‌ ‌از‌ ‌آن‌ امام (ع) ‌به‌ سند صحيح مروى است ‌كه‌ ‌هر‌ ‌كه‌ پيش ‌از‌ نزول بلاء دعا كند مستجاب خواهد ‌شد‌ ‌از‌ براى وقت نزول بلا، ‌و‌ گفته ‌شد‌ ‌كه‌ ‌آن‌ صوت معروف است ‌و‌ حاجب ‌از‌ آسمان ندارد دعاى ‌او‌ ‌هر‌ ‌كه‌ پيش دعا ننمود دعاى ‌او‌ وقت نزول بلا مستجاب نشود، ‌و‌ ملائكه گويند اين آواز ‌را‌ ‌در‌ زمان گذشته نشنيديم.   حميد: يعنى مستوجب حمد ‌و‌ ثنا.   مجيد: يعنى نيكوكار ‌در‌ كردار خود.  

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : setare141 |

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه و كان من‌ دعائه عليه السلام اذا نعى اليه ميت، او‌ ذكر الموت دعاى چهلم هر‌ گاه خبر مرگ كسى را‌ دادندى به‌ ‌آن حضرت، يا‌ يادكردى موت را‌ به‌ اين دعا قرائت فرمودى.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ اكفنا طول الامل». بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ كفايت حال ما‌ كن از‌ درازى اميد ما- در‌ امور مرغوبه ‌ى‌ دنيوى. چه، اين رذيله اى است كه‌ موجب فراموشى از‌ آخرت است. «و قصره عنا بصدق العمل». ‌و‌ كوتاه گردان اميد ما‌ را‌ از‌ دنيا به‌ كردار نيكو. «حتى لا‌ نومل استتمام ساعه بعد ساعه». تا‌ آنكه اميد نداشته باشيم تمام كردن ساعتى بعد از‌ ساعتى. «و لا‌ استيفاء يوم بعد يوم». ‌و‌ نه به‌ سركردن روزى پس‌ از‌ روزى.
«و لا‌ اتصال نفس بنفس». النفس- بالتحريك-: واحد الانفاس، ‌و‌ هو ما‌ يخرج من‌ الحى حال التنفس. (يعنى:) ‌و‌ نه پيوسته شدن نفسى به‌ نفسى. «و لا‌ لحوق قدم بقدم». ‌و‌ القدم- بفتحتين- هو من‌ الرجل ما‌ يطا عليه الانسان من‌ لدن الرسغ الى ما‌ دون ذلك. قاله المطرزى فى المغرب. (يعنى:) ‌و‌ نه رسيدن گامى به‌ گامى.
«و سلمنا من‌ غروره». ‌و‌ سالم دار ما‌ را‌ از‌ فريبندگى طول امل. «و آمنا من‌ شروره». ‌و‌ ايمن گردان ما‌ را‌ از‌ بديهاى آن. «و انصب الموت بين ايدينا نصبا». «بين ايدينا»، اى: قدامنا. ‌و‌ قد تقدم الكلام فيه. (يعنى:) ‌و‌ به‌ پاى دار مرگ را‌ در‌ برابر ما‌ بپاى داشتنى كه‌ در‌ هيچ حال از‌ او‌ غافل نباشيم. «و لا‌ تجعل ذكرنا له غبا». اى: نتذكره وقتا دون وقت. ‌و‌ منه: زر‌ غبا تزدد حبا.
(يعنى:) ‌و‌ مگردان ياد كردن ما‌ مرگ را‌ در‌ وقتى دون وقتى. يعنى هميشه نصب العين ما‌ بوده باشد.
«و اجعل لنا من‌ صالح الاعمال عملا نستبطى معه المصير اليك». اى: نطلب التاخير مع هذا العمل عن الرجوع اليك لانه عمل صالح يوجب كسب الحسنات. (يعنى:) ‌و‌ بگردان از‌ براى ما‌ از‌ كردارهاى نيكو عملى كه‌ دير شماريم به‌ ‌آن عمل از‌ بازگشتن به‌ سوى تو. چه، موجب ‌آن است كه‌ كسب نيكويى چند كنيم كه‌ مستوجب بهشت گرديم. «و نحرص له على وشك اللحاق بك». الوشك- بفتح الواو ‌و‌ سكون الشين المعجمه-: السرعه. يقال: عجبت من‌ وشك ذلك الامر، اى: من‌ سرعته. (يعنى:) ‌و‌ حريص گرديم ما‌ از‌ جهت ‌آن عمل به‌ زود رسيدن به‌ تو. «حتى يكون الموت مانسنا الذى نانس به». الانس: خلاف الوحشه. ‌و‌ المانس: محل الانس. (يعنى:) تا‌ آنكه باشد مرگ محل انس ‌و‌ خو‌ گرفتن ما‌ كه‌ به‌ ‌آن آرام گيريم ‌و‌ نرميم از‌ آن. «و مالفنا الذى نشتاق اليه». ‌و‌ محل الفت ما‌ كه‌ مشتاق ‌و‌ آرزومند باشيم به‌ سوى آن. «و حامتنا التى نحب الدنو منها». حامه الانسان: خاصته ‌و‌ من‌ يقرب منه.
(يعنى:) ‌و‌ از‌ نزديكان باشد كه‌ دوستدار باشيم نزديكى او‌ را.
«فاذا اوردته علينا ‌و‌ انزلته بنا، فاسعدنا به‌ زائرا». پس‌ چون درآوردى مرگ را‌ بر‌ ما‌ ‌و‌ فرود آوردى ‌آن را‌ به‌ ما، پس‌ نيكبخت گردان ما‌ را‌ به‌ ‌آن در‌ حالتى كه‌ زيارت كننده ‌ى‌ ما‌ باشد. يعنى ورود او‌ از‌ روى عزت باشد. چه، زيارت دريافتن است شخصى شخصى را‌ از‌ روى عزت. «و آنسنا به‌ قادما». الايناس: خلاف الايحاش. ‌و‌ القادم: الجائى من‌ السفر. فالكلام مبنى على الاستعاره. (يعنى:) ‌و‌ انس ده‌ ما‌ را‌ به‌ ‌آن در‌ حالتى كه‌ پيش ما‌ آينده باشد. «و لا‌ تشقنا بضيافته». من‌ الشقاوه ضد السعاده. يعنى: بدبخت مكن ما‌ را‌ به‌ مهمانى آن- كه‌ ورود ‌آن را‌ مكروه شماريم. چه، لقاى الهى محبوب است ‌و‌ موت مستلزم ‌آن است. «و لا‌ تخزنا بزيارته». ‌و‌ خوار مگردان ما‌ را‌ به‌ زيارت آن. «و اجعله بابا من‌ ابواب مغفرتك ‌و‌ مفتاحا من‌ مفاتيح رحمتك». ‌و‌ بگردان ‌آن را‌ درى از‌ درهاى آمرزش خود ‌و‌ كليدى از‌ كليدهاى رحمت خود.
«امتنا مهتدين غير ضالين». بميران ما‌ را‌ در‌ حالتى كه‌ راه راست يافتگان باشيم نه گمراهان. «طائعين غير مستكرهين». فرمانبرداران باشيم نه گردنكشان. «تائبين غير عاصين ‌و‌ لا‌ مصرين». توبه كنندگان باشيم نه عصيان ورزيدگان ‌و‌ نه مبالغه كنندگان در‌ گناه. «يا ضامن جزاء المحسنين». اى آنكه در‌ عهده ‌ى‌ خود گرفته اى پاداش نيكوكاران را- آنجا كه‌ فرموده است: (ان الله لا‌ يضيع اجر المحسنين). «و مستصلح عمل المفسدين». ‌و‌ به‌ اصلاح آورنده ‌ى‌ كردار تباهكاران.

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : setare141 |

 

 

اعمال مشترك شبهاى قدر:

 

اعمال شب بيست و يكم ماه مبارك رمضان

 

شب قدر همان شبى است كه در تمام سال شبى به خوبى و فضيلت آن نمى رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدير امور سال مى شود و ملائكه و روح كه اعظم ملائكه است در آن شب به اذن پروردگار به زمين نازل مى شوند و به خدمت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف مشرّف مى شوند و آنچه براى هركس مقدّر شده است بر امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف عرض مى كنند و اعمال شبهاى قدر بر دو نوع است :

 

 

يكى آنكه در هر سه شب بايد انجام داد و ديگر آنكه مخصوص است به هر شبى امّا اوّل پس آن چند چيز است:

 

اوّل غسل است علاّمه مجلسى فرموده كه غسل اين شبها را مقارن غروب آفتاب كردن بهتر است كه نماز شام را باغسل بكند دوّم دو ركعت نماز است در هر ركعت بعد از حمد هفت مرتبه توحيد بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ بگويد در روايت نبوى صلى الله عليه وآله است كه از جاى خود برنخيزد تا حقّ تعالى او را و پدر و مادرش را بيامرزد «الخبر» سيّم قرآن مجيد را بگشايد و بگذارد در مقابل خود و بگويد:

 

 

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ الْمُنْزَلِ وَما فيهِ، وَفيهِ اسْمُكَ الْأَكْبَرُ،


خدايا از تو خواهم به حق كتاب فرستاده شده ات و آنچه در آنست كه در آن است نام بزرگت

 

وَاَسْمآؤُكَ الْحُسْنى ، وَما يُخافُ وَيُرْجى اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقآئِكَ مِنَ النَّارِ،


و نامهاى نيكويت و آنچه بدانها ترس و اميد شود كه قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ

 

 

پس هر حاجت كه دارد بخواهدچهارم آنكه مُصحَف شريف رابگيرد وبر سر بگذارد وبگويد:

 

اَللّهُمَّ بِحَقِ هذَا الْقُرْآنِ،وَبِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فيهِ، وَبِحَقِّكَ


خدايا به حق اين قرآن و به حق آنكس كه او را بدان فرستادى و به حق هر مؤمنى كه در اين قرآن مدحش كرده اى و به حقى كه

 

عَلَيْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ


تو بر ايشان دارى زيرا كسى نيست كه حق تو را بهتر از خودت بشناسد

 

پس ده مرتبه بگويد بِكَ يا اَللَّهُ و ده مرتبه بِمُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِعَلىٍّ و ده مرتبه بِفاطِمَةَ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ و ده مرتبه بِالْحُسَيْنِ

 

و ده مرتبه بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَيْنِ و ده مرتبه بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى و ده مرتبه بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍ و ده مرتبه بِالْحُجَّةِ

 

پس هر حاجت كه دارى طلب كن پنجم زيارت كند امام حسين عليه السلام را. در خبر است كه چون شب قدر مى شود منادى از آسمان هفتم ندا مى كند از بُطنان عرش كه حقّ تعالى آمرزيده هر كه را كه به زيارت قبر حُسين عليه السلام آمده ششم احيا بدارد اين شبها را همانا روايت شده هركه احيا كند شب قدرراگناهان اوآمرزيده شود هرچند به عدد ستارگان آسمان و سنگينى كوهها وكيل درياها باشد هفتم صد ركعت نماز كند كه فضيلت بسيار دارد و افضل آنست كه در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه توحيد بخواند هشتم بخواند:

 

اَللَّهُمَّ اِنّى اَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً، لا اَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً، وَلا

 

خدايا من شام كردم در حالى كه بنده خوارى هستم كه مالك سود و زيانى براى خويش نيستم و نتوانم

 

اَصْرِفُ عَنْها سُوءاً، اَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسى ، وَاَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ

 

از خويشتن پيش آمد ناگوارى را بازگردانم و اين مطلبى است كه من آن را بر خويش گواهى دهم و به ناتوانى

 

قُوَّتى ، وَقِلَّةِ حيلَتى ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاَنْجِزْ لى ما

 

خود و بيچارگيم در برابرت اعتراف دارم پس درود فرست بر محمد و آل محمد و وفا كن برايم بدانچه

 

وَعَدْتَنى ، وَجَميعَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ،

 

بر من و همه مؤمنين و مؤمنات وعده فرمودى از آمرزش در اين شب

 

وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما اتَيْتَنى فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ، الضَّعيفُ

 

و تمام كن بر من آنچه را به من دادى زيرا كه من بنده بينواى مستمند ناتوان تهيدست

 

الْفَقيرُ الْمَهينُ، اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِياً لِذِكْرِكَ فيما اَوْلَيْتَنى ، وَلا [غافِلاً]

 

خوار توام خدايا قرار مده مرا فراموشكار از ياد خويش در آنچه به من انعام فرمودى و نه غافل از

 

لِإِحْسانِكَ فيما اَعْطَيْتَنى ، وَلا ايِساً مِنْ اِجابَتِكَ، وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى ،

 

احسانت در آنچه به من عطا كردى و قرارم مده نااميد از اجابت خويش و اگرچه ديرزمانى طول كشد

 

فى سَرَّآءَ اَوْ ضَرَّآءَ، اَوْ شِدَّةٍ اَوْ رَخآءٍ، اَوْ عافِيَةٍ اَوْ بَلاءٍ، اَوْ بُؤْسٍ اَوْ

 

چه در خوشى و چه در سختى در دشوارى يا در آسايش در تندرستى يا گرفتارى در تنگدستى يا

 

نَعْمآءَ، اِنَّكَ سَميعُ الدُّعآءِ *

 

در نعمت براستى تو شنواى دعايى

 

و اين دعا را كفعمى از امام زين العابدين عليه السلام روايت كرده كه در اين شبها مى خوانده در حال قيام و قعود و ركوع و سجود و علاّمه مجلسى(ره) فرموده كه بهترين اعمال در اين شبها طلب آمرزش و دعا از براى مطالب دنيا و آخرت خود و پدر و مادر و خويشان خود و برادران مؤمن زنده و مرده ايشان است و اَذْكار و صلوات بر محمد و آل محمدعليهم السلام آنچه مقدور شود و در بعضى از روايات وارد شده است كه دعاء جوشن كبير را در اين سه شب بخوانند فقير گويد كه دعاء جوشن در سابِقْ گذشت و روايت شده كه خدمت حضرت رسول صلى الله عليه وآله عرض شد كه اگر من درك كنم شب قدر را چه از خداوند خود بخواهم فرمود عافيت را.

 

 

اعمال شب بيست و يكم


كفعمى از سيد بن باقى نقل كرده كه در شب بيست و يكم مى خوانى:

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاقْسِمْ لى حِلْماً يَسُدُّ عَنّى بابَ الْجَهْلِ، وَهُدىً

 

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و چنان بردباريى بهره ام كن كه ببندد بر من دَرِ نادانى را و هدايتى

 

تَمُنُّ بِهِ عَلَىَّ مِنْ كُلِّ ضَلالَةٍ، وَغِنىً تَسُدُّ بِهِ عَنّى بابَ كُلِّ فَقْرٍ، وَقُ       وَّةً

 

به من ده كه بر من منت نهد از رهانيدن از هر گمراهى و بى نيازيى به من بده كه درهاى انواع فقر را به تمامى بر من ببندد و نيرويى

 

تَرُدُّ بِها عَنّى كُلَّ ضَعْفٍ، وَعِزّاً تُكْرِمُنى بِهِ عَنْ كُلِّ ذُلٍّ وَرِفْعَةً

 

به من ده كه هرگونه سستى را از من بازگرداند و عزتى كه از هر خوارى مرا گرامى دارى و رفعت مقامى كه بدان وسيله مرا

 

تَرْفَعُنى بِها عَنْ كُلِّ ضَعَةٍ، وَاَمْناً تَرُدُّ بِهِ عَنّى كُلَّ خَوْفٍ، وَعافِيَةً

 

از هر پستى بلند كنى و امنيتى كه بوسيله آن هر ترسى را از من دور كنى و تندرستى كه بدان وسيله مرا از

 

تَسْتُرُنى بِها عَنْ كُلِّ بَلاءٍ، وَعِلْماً تَفْتَحُ لى بِهِ كُلَّ يَقينٍ، وَيَقيناً تُذْهِبُ

 

هر بلايى بپوشانى و دانشى كه به آن هر يقينى را بر من مفتوح گردانى و يقينى كه بدان وسيله

 

بِهِ عَنّى كُلَّ شَكٍّ، وَدُعآءً تَبْسُطُ لى بِهِ الْإِجابَةَ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ، وَفى

 

هر شك و ترديدى را از من دور سازى و دعائى كه اجابتش را بر من بگسترانى در همين امشب و در

 

هذِهِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ يا كَريمُ وَخَوْفاً تَنْشُرُ لى بِهِ

 

همين ساعت ... ... ... ... اى بزرگوار و ترسى به من بده كه

 

كُلَّ رَحْمَةٍ، وَعِصْمَةً تَحُولُ بِها بَيْنى وَبَيْنَ الذُّنُوبِ، حَتّى اُفْلِحَ بِها

 

هر رحمتى را بدان وسيله بر من بگسترانى و مرا چنان خودنگهدار كن كه همان حالت ميان من و گناهان حائل شود

 

عِنْدَ الْمَعْصُومينَ عِنْدَكَ، بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

 

و بدان وسيله در پيشگاه معصومين (و خود نگهداران) درگاهت رستگار باشم اى مهربانترين مهربانان.

 

و روايت شده كه در شب بيست و يكم حمّاد بن عثمان بر حضرت صادق عليه السلام وارد شد حضرت سؤال كرد كه غسل كرده اى عرض كرد بلى فدايت شوم پس حضرت حصيرى طلبيد و حمّاد را نزديك خود طلبيد و مشغول نماز شد و پيوسته آن حضرت نماز خواند و حمّاد نيز خود را به آن حضرت چسبانيده بود و نماز مى خواند تا از نمازهاى خويش فارغ شدند پس آن حضرت دعا كرد و حمّاد آمين گفت تا صبح طلوع كرد آن جناب اذان و اقامه گفت و بعض از غِلْمان خود را طلبيد و پيش ايستاد و نماز صبح خواند در ركعت اوّل حمد و قدر و در دويّم حمد و توحيد خواند و بعد از نماز مشغول به تسبيح و تحميد و تقديس و ثناى بر خدا و صلوات بر پيغمبرصلى الله عليه وآله و دعا براى مؤمنين و مؤمنات و مسلمين و مسلمات شد پس سر به سجده نهاد و مقدار يك ساعت بجز نفس چيزى از آن جناب شنيده نشد پس از آن اين دعا را خواند لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْاَبْصارِ تا آخر دعا كه در اقبالست و شيخ كلينى روايت كرده كه حضرت باقرعليه السلام در شب بيست و يكم و بيست و سيّم دعا مى خواند تا نيمه شب و بعد از آن شروع مى نمود به نماز خواندن و بدانكه در هر شب از شبهاى اين دهه غسل مستحب است و روايت شده كه حضرت رسول صلى الله عليه وآله در هر شب اين دهه غسل مى كرد و اعتكاف در اين دهه مستحب است و فضيلت بسيار دارد و افضل اوقات اعتكاف است و روايت شده كه مقابل دو حجّ و دو عمره است:

 

 

وَكانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ: اِذا كانَ الْعَشْرُ الْأَواخِرَ، اعْتَكَفَ فِى الْمَسْجِدِ، وَضُرِبَتْ لَهُ قُبَّةٌ مِنْ شَعْرٍ، وَشَمَّرَ الْميزَرَ، وَطَوى فِراشَهُ.

 

رسم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله چنان بود كه چون دهه آخر ماه رمضان مى شد در مسجد معتكف مى شد و چادرى موئين برايش مى زدند و كمر را محكم مى بست و بستر خواب را جمع مى كرد.

 

و بدانكه در اين شب در سنه چهلم واقع شد شهادت مولاى ما حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و در اين شب تجديد مى شود احزان آل محمّد عليهم السلام و اشياع ايشان و روايت شده كه در آن شب مانند شب شهادت امام حسين عليه السلام برداشته نشد سنگى از روى زمين مگر آنكه در زير آن خون تازه بود شيخ مفيد فرموده كه در اين شب صلوات بسيار بفرستد و سعى و كوشش كند در نفرين بر ظالمان آل محمدعليهم السلام و لعن بر قاتل اميرالمؤمنين عليه السلام روز بيست و يكم روز قتل حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و مناسبست زيارت آن جناب و كلمات حضرت خضرعليه السلام كه به منزله زيارت آن حضرتست در اين روز.



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : setare141 |

ترجمه فارسی نهج البلاغه قدرداني از اهل کوفه
از نامه‏هاي آن حضرت عليه‏السلام است به اهل کوفه که از آنان پس از فتح و فيروزي از جنگ بصره قدرداني نموده: خدا به شما اهل کوفه از جانب خاندان پيغمبرتان پاداش دهد نيکوتر پاداشي که به فرمانبران و سپاسگزاران نعمت و بخشش خود مي‏دهد که دستور ما را شنيديد و از آن پيروي نموديد، و براي ياري دين دعوت شديد و پذيرفتيد (تا آنکه دشمنان خدا را شکست داده از پا درآوريم). متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ کِتابٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) إِلَيْهِمْ بَعْدَ فَتْحِ الْبَصْرَةِ: وَ جَزاکُمُ اللَّهُ مِنْ أَهْلِ مِصْرٍ عَنْ ‏أَهْلِ‏ بَيْتِ نَبِيِّکُمْ أَحْسَنَ ما يَجْزِى الْعامِلِينَ بِطاعَتِهِ، وَ الشَّاکِرِينَ لِنِعْمَتِهِ، فَقَدْ سَمِعْتُمْ وَ أَطَعْتُمْ، وَ دُعِيتُمْ فَأَجَبْتُم.

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : setare141 |

ترجمه فارسی نهج البلاغه درباره حکميت
چون ياران او در کار حکمين با وي دودلي نشان دادند اي مردم! پيوسته کار من با شما به دلخواهم بود، تا آنکه جنگ ناتوانتان نمود. به خدا اگر جنگ کساني را از شما گرفت، و کساني را به جا گذاشت، براي دشمنانتان زيان بيشتر داشت. من ديروز فرمان مي‏دادم، و امروز فرمانم مي‏دهند. ديروز باز مي‏داشتم، و امروز بازم مي‏دارند. شما زنده ماندن را دوست داريد، و مرا نرسد به چيزي وادارمتان که ناخوش مي‏انگاريد. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ کَلامٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) قالَهُ لَمَّا اضْطَرَبَ عَلَيْهِ أَصْحابُهُ فِى أَمْرِ الْحُکُومَةِ: أَيُّهَا النّاسُ، إِنَّهُ لَمْ يَزَلْ أَمْرِى مَعَکُمْ عَلى ما أُحِبُّ حَتّى ‏نَهِکَتْکُمُ‏ الْحَرْبُ، وَ قَدْ -وَ اللَّهِ- أَخَذَتْ مِنْکُمْ وَ تَرَکَتْ، وَ هِىَ لِعَدُوِّکُمْ أَنْهَکَ، لَقَدْ کُنْتُ أَمْسِ أَمِيراً فَأَصْبَحْتُ الْيَوْمَ مَأْمُوراً، وَ کُنْتُ أَمْسِ ناهِياً فَأَصْبَحْتُ الْيَوْمَ مَنْهِيّاً، وَ قَدْ أَحْبَبْتُمُ الْبَقاءَ، وَ لَيْسَ لِى أَنْ أَحْمِلَکُمْ عَلى ما تَکْرَهُونَ.

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : setare141 |
رپورتاژ
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
جشن عروسی
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
خدمات برش لیز
رفع جای جوش صورت با سابسیژن
میز و صندلی تالاری
لیپوماتیک
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
چگونه راننده دینگ شویم؟
روغن زالو چیست؟
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
اهواز چت
تحلیل آماری
فروشگاه اسباب بازی بازیجو

لینک های مفید
آموزش مجازی | دوره آموزشی کفپوش سه بعدی | تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.